محمد رضا واليزاده معجزى

33

تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )

ولى الله سمتى را گرفته و به كوه‌نوردى و راهپيمايى ادامه مىدهد و چون از دو برادر كوچكترش آشناتر به وضع محل بوده به هرترتيبى شده خود را به بروجرد رسانيد و به فرمانده قوا پناهنده شد ؛ و اما دو برادر كوچكتر ولى الله راه را گم كرده و در روشنايى روز خود را در ميان طايفه حسنوند مشاهده كردند . ناچار به مهر على خان امير منظم پناهنده شدند . ولى مهر على خان براى اينكه متهم به تحريك قاتلين نشود ، آنها را به خانواده مقتول سپرد [ و ] آنها توسط خوانين بيرانوند كشته شدند . نظر به كشته شدن دو برادر ولى الله ، سرلشكر امير احمدى از تقصير گذشته‌اش صرف‌نظر كرده در يكى از واحدها به خدمت گمارده شد . مشاراليه تا چند سال پيش در قيد حيات بود . اختلاف بر سر جانشينى على مردان خان رسم طايفه بيرانوند در مورد انتخاب رئيس در ايام هرج‌ومرج چنين بوده كه مسن‌ترين خوانين به شرط دارا بودن لياقت و كفايت رئيس ايل مىشد . ولى على مردان خان با اينكه سنا از اكثر خوانين كوچكتر بود ، عملا بر طايفه حكومت مىكرد . زيرا دو شرط اساسى رياست كه سخاوت و كفايت باشد در او جمع بود . طايفه به او گرويدند . ولى خود او اين عنوان را به خود نمىبست و مىگفت : غلام على خان بزرگ طايفه است . اما همه مىدانستند كه اين تعارفى بيش نبوده و غلام على خان در قبال تصميمات على مردان خان جز اطاعت چاره‌اى نداشته و هرگز با آن مرد بىباك در مقام مخالفت برنمىآمده حتى در اواخر عمر على مردان خان كه مشار اليه به بيمارى عجيبى در ناحيه پهلو مبتلا شده و دائما فتيله پنبه در آن مىگذاشته‌اند كه چرك و فضولات زخم از دهانه آن خارج شود ، باز هم اين مرد عجيب قدرت و تسلط خود را حفظ كرده بوده است . بارى على مردان خان كه او را دروازه لرستان مىخوانده‌اند ، با اينكه حروف الفبا [ را هم ] نمىشناخت و سنش هم از ديگران كمتر بود با سياست و درايت شگفت‌انگيزى توانست ايل بيرانوند را به اطاعت خود وادار سازد . شهرت وى بدان‌جا رسيد كه در جنگ جهانى اول روسها تمام اختيارات را به دست او سپردند و او را به كماندانى خود انتخاب نمودند . مختصر كلام آن‌كه بعد از كشته شدن اين مرد چنددستگى در ميان خوانين بيرانوند افتاد و هردسته رئيسى انتخاب كردند . [ از يك طرف ] شير محمد خان برادرزاده على مردان خان - كه خيلى به او نزديك بود و بيشتر